السيد محمد حسين الطهراني

40

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

يك از أحكام جزائى فايده‌شان عدم تحقّق جنايت در مجتمع است ، كه در نتيجه موجب عدم تحقّق آن حكم جزائى مىشود . إسلام كه فرموده است : دست دزد بايد بريده شود ، براى آنست كه كسى دزدى نكند ؛ و در اين صورت دست هيچ‌كس بريده نخواهد شد . بنابراين اگر در جامعهء إسلامى سير كرديم ، و دست كسى را بريده نيافتيم ، نبايد بگوئيم : در اين حكم قطع يد سارق عمل نمىشود ؛ و اين حكم منسوخ است ؛ بلكه بايد بگوئيم : چون اين حكم كاملا عمل مىشود ، و موبه‌مو اجرا مىگردد ، دزدى يافت نمىشود ، و دست بريده‌اى به چشم نمىخورد . إسلام كه فرموده است : شخص قاتل را ولىّ دم مقتول مىتواند قصاص كند ، و بكشد ؛ براى آنست كه : قتلى صورت نگيرد ؛ و قاتلى پيدا نشود ؛ تا كشته شود ؛ نه براى آنست كه پيوسته قتل‌هائى صورت گيرد ؛ و قاتل‌ها را إعدام نمايند . اين حكم براى جلوگيرى از قتل است ؛ و بهترين و عالىترين طريق براى آن است . از اينجا بدست مىآوريم : سخافت و بىمايگى گفتار كسانى را كه مىگويند : دست دزد را بريدن ، جز اضافه كردن يك مرد بدون دست در جامعه ، چه فائده‌اى دارد ؟ ! قاتل يك نفر از أفراد جامعه را كشته است ؛ و زيانى بدين بزرگى وارده كرده است ، حالا اگر ما او را هم بكشيم ، يك فرد ديگر از جامعه را معدوم و نابود ساخته‌ايم ؛ و از أفراد جمعيّت در نتيجه دو نفر از بين رفته‌اند . ما در اينجا نمىگوئيم : اگر دست يك نفر دزد بريده شود ، و مردم ببينند ، ديگر دزدى نمىكنند ؛ بلكه مىگوئيم : اگر بنا بشود دست دزد را ببرند ؛ مردم دزدى نمىكنند . بنابراين يگانه راه جلوگيرى از دزدى ، و سلب امنيّت اجتماعى ، و رفع نگرانى ، و تشويش و دلهرهء مادرانى كه در شب تار در كنار كودكان شيرخوارهء خود خفته‌اند ؛ آنست كه براى اين حكم بناى عمل گذاشته شود . و إلّا حبس ، و زندان ، و غرامت ، و تبعيد در اينجا به كار نمىآيد . و زندان‌ها نه آنكه موجب جلوگيرى از